شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 33
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
در گذشت . 3 - آيا انديشهء فلسفى آموزشگاهها و گروهها پيرو قانون تطور نيست ، آيا ميتوان گفت كه با گذشت زمان در اثر علتهاى گوناگون اين انديشهها رساتر ميشوند يا ديگرگون ميگردند ؟ پس مىشود گفت كه هيچ انديشهء فلسفى جاويد نيست و انديشهء فلسفى وابسته به انديشندگان است و قانون پيوستگى و نسبيت در همه جا فرمانروا است . ( تاريخ فلسفهء برهيه 1 : 1 - 37 ، ربيع الفكر اليونانى بدوى 4 - 7 - 15 ) . در نگارش تاريخ فلسفه روشهاى گوناگونى ديده مىشود : 1 - تكنگارى و دربارهء يك موضوع جستجو كردن . 2 - همگانى و پرداختن به چندين موضوع . 3 - سنجشى و پىبردن به آنچه همانند انديشهاى فلسفى است و يا اينكه ناسازگار با آن . 4 - سرگذشت مسائل فلسفى و گزارش تطورى كه در آنها پيدا شده است . 5 - اينكه انديشهء فيلسوفى در انديشهء ديگرى رخنهاى كرده و اثرى در آن بخشيده است و كنش و واكنش انديشهها در يكديگر . 6 . گزارش انديشهء يك فيلسوف و روشن ساختن آن ( لوسين برون 1 ) . نگارندگان تاريخ فلسفه چند دسته هستند : نخست - يا از چندين موضوع گفتگو ميدارند و روش همگانى دارند ، مانند : 1 - استوبايوس « 143 » ماكدونيائى سدهء 5 . 2 - هسوخيوس « 144 » ( سدهء 6 ) .
--> ( 143 ) - Stobaus ( 144 ) - Hesychius